اور شت ۰ ۱ ۲ ۳ ۴
-
تاریخ: 1402/10/10 ساعت: 3:35
سرم پره از ...ولی من نمیخوام دست کسی بخوره بهش [بغض و گریه ]مگه من میخواستم ؟![خنده های بلند و دیوانه طور]کیه که بخواد !!خستم. دارم میبینم داره پشت سر من میاد توو چاه و نمیتونم کاری کنم .میترسم بچه . به سرنوشت من دچار نشو !زود برس ، سر موقع برس ، به موقع باش .وگرنه یه عمر میبینمت و بیشتر غصه میخورم ...
نتیجه کوتاه بود و جانکاه -
-
تاریخ: 1402/9/29 ساعت: 16:43
علارغم آن همه اشتیاق و علاقه اگر قلبش جوانه نزد ، بدانید شما خاکش نبودید .
نزدیک اما دور .6. Dec
-
تاریخ: 1402/9/19 ساعت: 12:19
نمیدونم باید بنویسمش تا ذهنم منو نخورده یا بزارم برا خودش بجوشه ...عِهِم .. راستش از نگاه کردن توو چشمات میترسیدم ... خیلیم آروم نبودم .. ولی کنار تو تنها جاییه که آرومِ آرومم ... دلم تنگ شده بود ... خیلی ... ولی خب از من یه اسم توو زندگی مونده ... چشمات خیلی قشنگن .. خیلی زیاد ..نمیدونم چطوری بنویس...
درد و درمان
-
تاریخ: 1402/7/29 ساعت: 23:20
فروپاشی ، سردرگمی ، گمراهی ، درد ، فکر ، تموم نمیشه !دوسال و یک ماهه کامل !امشب ماه کامل بود ، دیدیش ؟کلمه ها گم شدن .خیلی وقته !درد و درمان یکی شده ! تو بگو اگه مردن جواب نیس پس چیکار کنم زهرا رو ؟! + نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۴۰۲ ساعت 0:23 توسط خودم | Adblock test (Why?)
میدونم که دیگه نمیبینی و نمیخونی .. پس :
-
تاریخ: 1402/6/1 ساعت: 13:39
اومدم اینجا برا طرح ...کار خودم ، شغل خودم حس خوبی داشت ..ولی از وقتی دارویار شدم ، آدمای بیشتری دیدم ، ارتباطای عجیب غریب ، کلن زندگیه عجیب غریب ...آدمایی که دوسم دارن و دوست ندارم و از طرف آدم هایی که دوستشون دارم دوست داشته نمیشم ، این چرخه اینجا هم صادقه ! یه سری اتفاقا افتاد حول مقوله ی به آدما...
.
-
تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 11:26
بدون تو چمدون بستم برا رفتن از اینجابجای نزدیک شدن بهت دور تر شدم ازتولی تو هنوز در من زنده ایهنوز تنها کسی که میتونه توو این وضعیت نجاتم بده تویی !هنوز بعد اینهمه مدت زهرا بهونه ی تو رو میگیره - و من دستام خالیه . خالی میمونه ! اون منو به سمت مردن ِبدونه عذاب وجدان سوق میده اون منو آماده ی مردن میک...
I remember everything
-
تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 11:26
اینجا همه چی دست نخورده مونده ماهه آبی !انگار ک شما رفتی یه مسافرت دور و دراز و قراره برگردی خونه !و هیچ وقت اوضاع خونه تغییر نمیکنه بدون شما .حداقل بعد اونهمه تردید بابت کنار من موندن ، میتونم قول اینو بهت بدم :))هرچند اگه نخوای دیگه برگردی خونه . + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 21:31...
-
تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 11:26
همونایی ک اونجا نوشتم :مهم نبود چقد سخت میگذشت یکی برا اینکه غیر ممکن هاشو ممکن کنه داشت میجنگید تنها راه فرارم بود یادته ؟بخاطر تو بود بخاطر داشتنت بود بخاطر کنار تو بودن بود امیدم بودی ولی یکی دو هفته مونده ب آزمون فهمیدم نه تنها دیگه جایی ندارم کنارت ، همون جای نصفه نیمه هم پرشده .- ذهنم خالیه از...
انگار به دنیا اومده بود که همه ازش فرار کنن !
-
تاریخ: 1402/2/9 ساعت: 15:23
من تقریبن مطمعن بودم ازت ..نمیدونم تهش چی میشه ولی من حالم خوب نیست و دستام خونیه و کسی نمیبینه اینا رو ..پیدا کردم مورد علاقه هاتو ..فقط چن قدم از خونه دوره ..میرقصم ولی زخماش پیدان ..روزای قشنگ بین تاریکی ها جوونه میزنن ..از نشون دادن خودم میترسیدم ولی حتا خودمم از من میترسه .. + نوشته شده در شنبه...
Maybe I’m The Problem
-
تاریخ: 1402/2/4 ساعت: 18:19
من تقریبن مطمعن بودم ازت ..نمیدونم تهش چی میشه ولی من حالم خوب نیست و دستام خونیه و کسی نمیبینه اینا رو ..پیدا کردم مورد علاقه هاتو .. فقط چن قدم از خونه دوره ..میرقصم ولی زخماش پیدان .. روزای قشنگ بین تاریکی ها جوونه میزنن ..از نشون دادن خودم میترسیدم ولی حتا خودمم از من میترسه ..دروغ گفتم ک شنبه م...
چرا انقد سعی میکنین منو دور کنین از خودتون ؟!xa0
-
تاریخ: 1402/1/27 ساعت: 13:44
من خیلی دارم تلاش میکنم ک تصمیم اشتباهی نگیرم ولی همه ی راها رو بروم بستین ... + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 23:23 توسط خودم | Adblock test (Why?)
غم ِشیرین
-
تاریخ: 1402/1/1 ساعت: 23:17
بهت میگن عاشق شو ؟!اره ، زندگی یه جایی باید از لبای یکی بخنده به روت . + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 23:46 توسط خودم | Adblock test (Why?)
00:00
-
تاریخ: 1402/1/1 ساعت: 23:17
نمیدونم چی بنویسم ، قبل اینکه کلمه بیاد به ذهنم ، قطره های اشکش میریزه از چشام .کلی دلتنگی مونده رو دلم ولی دیگه توم اهمیت نمیدی !نمیتونم ...۱۴۰۲ عزیز اگه قراره بد باشی اصلن نیا ! + نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 0:0 توسط خودم | Adblock test (Why?)
بسه !
-
تاریخ: 1402/1/1 ساعت: 23:17
فقط مردن جوابه عزیزم ... من بمیرم نود درصد دغدغه هام حل میشه ! نفهمم ..
نمیدونم ، شاید قبلن باید تمومش میکردم !
-
تاریخ: 1401/12/24 ساعت: 20:27
من صبر کردم تا بهتر شه !ولی دونه دونه دلیل هایی ک برا تموم کردنش بهم میدین داره بیشتر میشه .من هر جای دنیا ک پا بزارم ، میشم اضافی ترین جزء !من با وسایله خونت فرقی ندارم -اینجا قبره منه ! + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 21:59 توسط خودم | Adblock test (Why?)
دیگه حواست نیست
-
تاریخ: 1401/12/16 ساعت: 19:06
جدی یه شبایی پناه میارم به اینجا نوشتن هاتنها چیزی ک ممکنه شاید نوک سوزنی کم کنه از این صدای بلندِ سکوت !پذیرفتن ها دردناکن - حتا بیشتر از زخم ها ...هر چقدر ک میگذره ، هر چقد ک نگاه میکنی ، انگار من میونِ خاطره های کسی گم شدم ، انگار من هیچ وقت واقعی نبوده !این هیچ شدن هااین اجبار به باورِ هیچ شدن ه...
ای دردت به جانِ بی قرارِ پر گریه ام
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 15:32
آرزوی بیمار گونه ی من - کسی ، دچارِ کسی .
تولدِ ماه
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 15:32
کلی نوشته بودم براتاز اینکه احتمالن باید آخرین آدم توو دنیا باشم ک اسمش میفته بالای گوشیت ..از آرزو ها و مبارک باشه ها بگیر تا کلمه های بی سرو ته جمله هام ..از خودم و خونه ای ک الان سرده .. از نقطه ی امنم .. از گرمی ه خاطره هایی ک توش گم شدم ..امشب برای توعه ولی من جمله هام انقد غم دارن ک حتا خودم د...
.Pain.
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 15:32
قبل و بعدی وجود نداره هزا ...زندگی همون چند ماه بود این روزا فقط حروم کردنه اکسیژنه . + نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 20:13 توسط خودم | Adblock test (Why?)
کاش ...
-
تاریخ: 1401/11/16 ساعت: 12:47
خسته شدم. رفته رفته عمیق تر میشه فقط