همونایی ک اونجا نوشتم :
مهم نبود چقد سخت میگذشت
یکی برا اینکه غیر ممکن هاشو ممکن کنه داشت میجنگید
تنها راه فرارم بود
یادته ؟
بخاطر تو بود
بخاطر داشتنت بود
بخاطر کنار تو بودن بود
امیدم بودی
ولی یکی دو هفته مونده ب آزمون فهمیدم نه تنها دیگه جایی ندارم کنارت ، همون جای نصفه نیمه هم پرشده .
- ذهنم خالیه از کلمه س -
ولی حسه خوبی نبود .
همش میگه که برت گردونم ، تا خودت نخوای که نمیشه -
گفتی نمیخوای ، مگه نه ؟!
شهر ب اون بزرگی زندون و قفس میشه برام اگه بیام -
تو بگو چیکار کنم با آدمی ک توو دلم هنوز زنده س و باهاش زندگی میکنم ولی توو واقعیت ...
برچسب:
نویسنده: مهدی قربانی