خرید بک لینک

بدون تو چمدون بستم برا رفتن از اینجا

بجای نزدیک شدن بهت دور تر شدم ازت

ولی تو هنوز در من زنده ای

هنوز تنها کسی که میتونه توو این وضعیت نجاتم بده تویی !

هنوز بعد اینهمه مدت زهرا بهونه ی تو رو میگیره -

و من دستام خالیه . خالی میمونه !

اون منو به سمت مردن ِبدونه عذاب وجدان سوق میده

اون منو آماده ی مردن میکنه

ولی من

هنوز دست و پا میزنه برا غرق نشدن

نمیتونه گریه کنه و توو گرداب سر درد و سرگیجه های عجیب گیر کرده -

. ۲۴ سالگی .

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 15:1 توسط خودم  | 

برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 11:26

صفحه بندی